الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

339

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

زبانش از گردش افتاده بود . به قلم و دواتى اشاره كرد تا خواستهء خود را بنويسد ؛ ولى افسوس دست آن قدر لرزان بود كه كلمات نامفهوم نوشته شد و دستش همچنان مىلرزيد تا جان داد . « 1 » سرانجام امام عليه السّلام با اين جمله ، خطبهء پر محتوا و تكان دهندهء خود را پايان مىدهد و مىفرمايد : « ( به هر حال ) مرگ دشواريهايى دارد كه انسان را در خود غرق مىكند . مشكلاتى كه هراس‌انگيزتر از آن است كه بتوان در قالب الفاظ ريخت يا انديشه‌هاى اهل دنيا آن را درك كند » ؛ ( و إنّ للموت لغمرات « 2 » هي أفظع من أن تستغرق بصفة ، أو تعتدل على عقول أهل الدّنيا ) . مرحوم علّامهء شوشترى در شرح نهج البلاغهء خود در اينجا حديثى از كتاب كافى نقل مىكند كه گروهى از عابدان بنى اسرائيل تصميم گرفتند شهرهاى مختلف را بگردند و آثار عبرت‌انگيز را در آنها ببينند ، در اين گردش خود به قبرى رسيدند كه باد ، گرد و غبار بر آن پاشيده بود و جز اثر مختصرى از آن آشكار نبود . گفتند چه خوب است دعا كنيم و از درگاه خدا بخواهيم صاحب اين قبر ، شرح حال خود را براى ما بازگو كند . دعاى آنها مستجاب شد . از صاحب قبر پرسيدند طعم مرگ را چگونه يافتى ؟ او با وحشت تمام در پاسخ گفت : نود و نه سال از دفن من مىگذرد و هنوز درد و رنج جان دادن و تلخى طعم آن در درون من است . « 3 » نكته گذرگاهى كه همه از آن عبور مىكنند بارها گفته‌اند و گفته‌ايم كه اگر انسان در هر چيز شك و ترديد به خود راه دهد

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 167 . ( 2 ) . « غمرات » جمع « غمره » معناى آن در فقرهء قبلى گذشت . ( 3 ) . كافى ، ج 3 ، ص 260 ، ح 38 ( با تلخيص ) .